آپدیت جدید بازی کلش اف کلنز با تغییرات دوست داشتنی

در اپدیت جدید این بازی که در تاریخ ۱۳۹۳/۱۰/۱۰ در ساعت دوازده شب اتفاق افتاد
به تغییراتی همچون تغییر زمان ساختن بربر که از ۲۰ ثانیه به چهار ثانیه کاهش یافته
و همچنین کاهش زمان ساختن دراگون که از ۲۰ دیقه به ۶ دیقه کاهش یافته است می توان اشاره کرد
در صورت کسب اطلاعات بیشتر به اطلاع خواهیم رساند.
Source: تفریح

طرز تهیه ی خورش مرغ و انجیر خوشمزه

مواد لازم:
برای ۹ نفر
مرغ ۱ونیم کیلو
انجیر ۱۲عدد (خشک و ترجیحا سیاه)
سیر ۵حبه
تخم گشنیز نصف قاشق چایخوری (پودر)
پودر زیره نصف قاشق چایخوری
برگ بو ۳عدد
آب مرغ ۱ونیم فنجان
پوست لیمو ۱قاشق چایخوری (رنده شده)
آبلیمو ۲قاشق غذاخوری
روغن به میزان لازم
نمک به میزان لازم
فلفل به میزان لازم
طرز تهیه خورش مرغ و انجیر آشپزی,خورش مرغ,خورش مرغ و انجیر,انواع خورش یا خورشت
طرز تهیه خورش مرغ و انجیر آشپزی,خورش مرغ,خورش مرغ و انجیر,,خورش مرغ,خورش مرغ ترش,خورش مرغ با رب انار,خورش مرغ آلو,خورش مرغ و انار,خورش مرغ ترش با رب انار,خورش مرغ و قارچ,خورش مرغ و آلو,خورش مرغ و بادمجان,خورش مرغ و هویج,انواع خورش یا خورشت
طرز تهیه:۱٫ ابتدا فر را با حرارت ۱۸۰ درجه سانتیمتر (۳۵۰ درجه فارنهایت) گرم کنید. مرغ را شسته و تمیز کنید و به تکه های مساوی خرد کنید. سپس نمک، فلفل، یک برگ بو و نیمی از ادویه جات (پودر تخم گشنیز، پودر دارچین و پودر زیره) را به آن افزوده و درکمی روغن سرخ کنید تا طلایی شود. ۲٫ تکه های مرغ را از تابه درآورید و در ظرف مخصوص فر بچینید. پیاز را خلال و سیر را ریز خرد کنید. پیاز، سیر، نیم دیگر ادویه ها و آب مرغ را روی مرغ بدهید و انجیرهای خشک را لابه لای مرغ ها بچینید و روی ظرف را فویل بکشید. ۳٫ظرف مرغ را ۲۵ دقیقه داخل فر قرار دهید.پس از این مدت از فر در آورید و پوست لیمو و آب لیمو را روی مرغ بدهید و ظرف را بدون فویل دوباره ۲۰ دقیقه داخل فر قرار دهید تا مرغ کاملاً بپزد و برشته شود. بعد از این مدت زمان غذا را از فر درآورید و سرو کنید.نکات:۱٫ بهتر است مرغ را از شب داخل مواد طعم دهنده دلخواه و آب پیاز بخوابانید تا خوشمزه تر شود.۲٫ در صورت تمایل چند عدد قیصی به غذا بیفزایید.۳٫ این غذا رب ندارد ولی در صورت تمایل میتوانید به آن مقداری زعفران بیفزایید.
Source: تفریح

دانلود بازی Milk The cow برای اندروید

یک بازی زیبا و رقابتی است که شما باید در دوشیدن گاو رکورد بزنید.همچنین میتوانید رکورد خود را ثبت کرده و با دوستانتان مسابقه دهید. این بازی بسیار ساده است و در آن شما فقط باید برای پر کردن سطل شیر رکورد بزنید .
دانلود با لینک مستقیم
Source: تفریح

بیوگرافی و مصاحبه با مریم قاسمی طراح لباس مرتضی پاشایی

رابطه و آشنایی ما برمی گردد به ۱۷ سال قبل، یعنی دوستی مرتضی پاشایی با برادرم. اما همکاری و آشنایی نزدیک تر حدود ۵ سال است که بین ما به وجود آمده.
به خاطر می آوردم روزی برادرم در منزل جشن تولد گرفته بود، گفت یکی از دوستانم را هم دعوت کرده ام که صدای بسیار زیبایی دارد. آن دوست مرتضی پاشایی بود؛ او به خانه ما آمد و به افتخار برادرم ترانه ای با ساز خواند و اجرا کرد و همه مهمان ها با هیجان او را تشویق کردند و از اجرای زیبایش لذت بردند.
همانجا به او گفتم که من مطمئنم شما به جاهای خیلی خوبی می رسید. از آن شب به بعد مرتضی پاشایی را ندیدم تا چند سال بعد که قطعه «یکی هست» را منتشر کرد و من برای تبریک به ایشان پیامی دادم «که یادتان هست که گفتم موفق می شوید؟» همان موقع بعد از کمی گفتگو مرتضی به من گفت که این روزها در حال جمع کردن یک گروه و تدارک دیدن کنسرت هستم و می خواهم از شما برای طراحی لباس هایم کمک بگیرم، چون می دانست که من در این زمینه فعالیت می کنم و من پیشنهادش را قبول کردم و همکاری نزدیک ما آغاز شد.
مصاحبه با مریم قاسمی طراح لباس مرتضی پاشایی !
اوایل اجراها زیاد نبود اما مطمئنم بودم که مرتضی ستاره درخشانی خواهد شد. از آنجایی که قبلا ویولن می زدم کمی گوش موسیقی داشتم و حس می کردم که صدای زیبایش مورد توجه قرار می گیرد. برای طراحی لباس کارم را آغاز کردم، می دانستم که علاقه زیادی به یکی از خوانندگان پاپ معروف دنیا دارد، برای همین در کارهایم فاکتورهایی را در نظر می گرفتم که شبیه ستاره مورد علاقه اش باشد.
من از مرتضی خواهش کردم که فرم موهایش را تغییر بدهد. اصلا دلش نمی خواست این کار را انجام دهد و موهایش را کوتاه کند، ولی با اصرار من قبول کرد. تا دو ساعت اول بعد از کوتاهی، خودش از دیدن چهره اش در آیینه شوکه شده بود، اما بعد به این نتیجه رسید که ای کاش زودتر این کار را می کردم. به خصوص وقتی واکنش دیگران را می دید که همه تایید می کردند و می گفتند چقدر با موی کوتاه زیباتر شدی. زمان گذشت و این همکاری ادامه داشت.
گاهی مرتضی معده درد شدید می گرفت و همین امر باعث شد که تصمیم بگیرد سراغ دکتری برود و آزمایش و عکسی تهیه کند. تا آن روز کذایی که معده درد شدیدی گرفت.
این بار خیلی بدتر از دفعات قبل بود و به اصرار دوستان و خانواده اش برای آزمایش و ویزیت پیش دکتر رفت و متوجه شدند که توموری در معده اوست. باز هم قضیه خیلی جدی به نظر نیامد و در تاریخ ۱۸ آبان ۹۲ در بیمارستان نیکان جراحی کوچکی انجام داد و به خانه آمد.
بعد از چند روز جواب آزمایش و نمونه برداری ها آماده شد. یک تیم پزشکی و روانکاو سراغ مرتضی آمدند. باورمان نمی شد که آنها پیام آور چه خبر تلخی هستند. ابتدا با او صحبت کردند و گفتند که به نظر ما تو خیلی قوی و با اراده هستی و می توانی از پس مشکل جدیدی که پیش رو داری بربیایی.
بیماری معده تو پیشرفته تر از آن چیزی است که فکر می کنی و باید مراحل درمانی آغاز شود. مرتضی به آرامی پرسید یعنی سرطان؟ و دکتر گفت سرطانِ سرطان که نه، ولی خب، تقریبا بله سرطان! شاید اسم سرطان خیزلی سنگین و هولناک است اما تو با اراده می توانی به آن غلبه کنی.
چند لحظه سکوت اتاق را فرا گرفت. من و مادر مرتضی کنارش بودیم. او اتاق را ترک کرد و لحظاتی با خودش خلوت کرد.
رفتیم تا ببینیم در چه شرایطی است. آن لحظه بود که صدای گریه آرامش را شنیدم و بعد از چند دقیقه از اتاق بیرون آمد و فقط یک جمله گفت: «من نمی خواهم بمیرم.» قرار بر آغاز دوره شیمی درمانی شد و اجراهای مرتضی روز به روز بیشتر و فشرده تر می شد.
اما اصلا حاضر نبود لحظه ای موسیقی را کنار بگذارد و می گفت انرژی ای که از مردم و صحنه می گیرم مثل شیمی درمانی به درمانم کمک می کند.
**قدر ثانیه هایم را می دانم
مرتضی را از زمانی می شناختم که اصلا شناخته شده نبود، ولی این ویژگی او برای من کاملا شناخته شده و بارز بود.
عشق به موسیقی، پشتکار و تواضع، بنابراین حتی سرطان هم نتوانست او را از علاقه اش جدا کند، بلکه این بیماری باعث شد که او سرعت کار و موفقیتش را بالاتر ببرد و از همه لحظاتش استفاده مفید بکند، خودش می گفت من قدر تک تک ثانیه هایم را می دانم و می دانم که این لحظات ارزشمند است.
**مرتضی قبل و بعد از شهرت
مرتضی هیچ فرقی با قبل نکرد، حتی آن دوره ای که معروف نبود همین قدر متواضع و فروتن بود. حس می کردم درست شبیه همین مثال است که درخت هر چه پر بار تر افتاده تر و سر به زیر تر. به جرات می گویم افتاده ترین آدمی که در زندگی دیدم مرتضی پاشایی بود. دلم نمی آید فعل بود را به کار ببرم. پس می گویم مهربان ترین و افتاده ترین آدم زندگی من مرتضی پاشایی است.
با همه مهربان بود و اصلا اهل غیبت و کینه ورزی و دروغ گفتن نبود. همه دوستان نزدیکش می دانند که تا چه حد شوخ طبع و پر انرژی بود، دل هیچ کس را نمی شکست حتی کسانی که اصلا از نظر راه و روش و شیوه و تفکر زندگی با او همخوانی و همفکری نداشتند. با آنها هم به روش خودشان برخورد می کرد و به این تفاوت عقیده و سلیقه احترام می گذاشت. حس می کنم او با همه فرق داشت.
**روند کاری او بعد از سرطان و تغییر رفتارش
به نظرم مراقب بود تا مبادا کسی را برنجاند، البته قبلا هم هرگز این کار را نمی کرد، اما مراقبتش بیشتر شده بود. همیشه می گفت من اصلا به مرگ فکر نمی کنم. تا لحظات آخر به برنامه اجراهایش فکر می کرد. اول از همه ملودی ها را از پشت تلفن برایم می گذاشت و گوش می دادم و به نظر افراد نزدیک زندگی اش توجه می کرد و اهمیت می داد.
مریم قاسمی طراح لباس مرتضی پاشایی
**تغیر استایل و کلاه و…
همیشه به ست بودن لباس هایش توجه می کردم، چون ظاهر برایش بسیار مهم بود. این به این معنی است که او آراستگی را دوست داشت و همانطور که گفتم از طرح لباس های مایکل جکسون هم ایده می گرفتم و به نظرم می آمد که باید فرم لباس هایش با لقبش همخوانی داشته باشد. مرتضی لایق و شایسته واژه امپراتور است.
**تغییر استایل بعد از بیماری
چون برایش ظاهر بسیار مهم بود، وقتی که موهایش را به خاطر شیمی درمانی از دست داد، گفت که می خواهم کلاه سرم کنم. پس کلاه باید به بقیه لباس هایش می آمد و همین امر باعث شد تا یک تغییر اساسی در تهیه و طراحی لباس ها به وجود بیاید.
همین جا باید بگویم مرتضی که تا این حد ظاهرش را آراسته می کرد و دلش نمی خواست مردم او را با چهره پریشان و بیمار ببینند و حتی وقتی پرستارها به اتاقش می آمدند عینکش را می زد، حال یک فرد بی معرفت و از خدا بی خبر می آید و در آن حال دلخراش از مرتضی فیلم و عکس می گیرد. من آن فیلم را ندیده ام و هرگز نمی بخشیم کسی را که چنین بی رحمی ای در حق مرتضی کرد…
**احساس کلاه و عینک
مدام سوال می کرد بچه ها ظاهرم بد نیست، همه ما می گفتیم نه، با موی کوتاه و کت آبی خیلی هم خوش تیپ هستی، آن زمان شایعه سرطان او بسیار پیچیده بود و مرتضی خودش دوست نداشت کسی علت تغییر استایل و نام بیماری را بداند.
ناراحت می شد و غصه می خورد و حتی به خود شما گفت با یک گفتگو مطلبی بنویس که در آن اشاره ای به کلمه سرطان نشود، اما هوادارانم بدانند که من بیماری پیشرفته معده دارم و قاعدتا تحت درمانم. چون این شایعه ها انرژی من را می گیرد، وقتی که از خواب بیدار می شوم و مادرم یا دوستی با صدای لرزان به من زنگ می زند و تا گوشی را برمی دارم با گریه می پرسد مرتضی زنده ای؟ هم خودم شوکه می شوم و هم عزیزانم آسیب می بینند، اما وقتی که این شایعات بیشتر شد دیگر به آنها اهمیت نداد و با انرژی بیشتر کارش را ادامه داد.
این اواخر با خنده می گفت آنقدر شایعه مرگ مرا منتشر کرده اند که اگر این بار واقعا بمیرم یک نفر هم برای خاکسپاری من نمی آید و همه می گویند باز هم شایعه است.
مریم قاسمی طراح لباس مرتضی پاشایی
**علایق مرتضی
اول موسیقی، موسیقی، موسیقی و بعد همیشه می گفت من عاشق غذا خوردن هستم، البته این اواخر از خوردن هر غذایی محروم شد، غذای خانگی را به شدت دوست داشت، اما رزوهای آخر ناچار بود که از طریق سرم و دارو نیازهای بدنش را تامین کند.
**به دنبال معجزه
نه فقط می دانست بیماری سخت است، به پیمان عیسی زاده سرپرست گروه و دوستش اعتماد کامل داشت و تمام مدارکش را به او سپرد تا با دو سه تیم پزشکی در مورد بیماری و مراحل درمان صحبت کنند. پیمان با کشورهای مختلف و تیم های پزشکی زیادی مشورت کرد و همه و همه همین نظر را داشتند؛ سرطان، شیمی درمانی، زمان محدود، معجزه.
مرتضی به تیم پزشکی اش اعتماد کامل داشت اما این را می گفت که اگر کسی بیاید بگوید با هر مبلغی و در هر کجای دنیا امکان درمان تو وجود دارد، لحظه ای تامل نمی کنم و همه دارایی ام را می دهم تا این بیماری از بین برود و درمان شود.
**محبوب ترین ترانه مرتضی
روز برفی؛ بعد از اینکه در بیمارستان نیکان جراحی شد و بعد از اینکه قرار شد از بیمارستان به خانه بیاید، همه دوستان به خانه اش رفتیم برای استقبال؛ آنجا روی کامپیوتر روز برفی را که خودش خوانده بود، برای اولین بار پخش کرد.
وقتی از پشت کامپیوتر بلند شد، تقریبا هیچ کس در اتاق نبود، همه یکی یکی با گریه از اتاق بیرون رفتند اما خودش حتی قطره ای اشک نریخت. غم عجیبی در آن کار موج می زد، هیچ کس جرات نداشت حتی کلمه ای در مورد این بیماری لعنتی حرفی بزند. حال آن غم ترانه روز برفی در وجود همه ما ریشه کرده.
**خاکسپاری مرتضی
یکشنبه ساعت ۷:۳۰ شب مراسم خاکسچاری انجام شد، شنیدم که می گفتند مرتضی روز شنبه به خاک سپرده شده و مراسم یکشنبه نمادین بوده! هرگز این واقعیت ندارد. همانطور که می دانید شنبه مرتضی را از بیمارستان بهمن برای شست و شو به بهشت زهرا بردند تا روز یکشنبه جمعیت بدرقه کنندگان مرتضی بعد از تالار وحدت بدون معطلی به قطعه هنرمندان بیایند.
اما واقعا این جمعیت و این استقبال با شکوه قابل پیش بینی نبود و یکشنبه ظهر این اتفاق نیفتاد، چراکه حتی آمبولانس حاوی مرتضی نتوانست خودش را به در ورودی قطعه هنرمندان برساند و با آن وضعیت نمی شد که مراسم انجام شود، بنابراین دوباره پیکرش را به سردخانه برگرداندند و قرار بر این شد که خاکسپاری تا قبل از اذان انجام شود، اما هر چقدر صبر کردند بهشت زهرا خلوت نشد، بنابراین تا ساعت هفت و نیم شب صبر کردیم.
مادر مرتضی هرگز راضی نبودند که خاکسپاری فرزندشان انجام شود اما اطرافیان این مادر داغدیده را متقاعد کردند و به یادش آوردند که در دین اسلام هم این اتفاق قبلا افتاده و ایشان قبول کردند و ساعت هفت و نیم شب یک شب پاییزی تلخ با او وداعی ابدی کردیم و در تاریکی شب مرتضی پاشایی برای همیشه ترکمان کرد.
جا دارد که تشکر ویژه ای کنم از علی لهراسبی که یک سال زندگی مرتضی را بعد از تشخیص سرطان مدیون او هستیم، مرتضی را از این دکتر به آن دکتر می برد و ما توانستیم فرصت بیشتری برای بودن در کنار این موجود آسمانی و دوست داشتنی داشته باشیم.
Source: تفریح

مهران مدیری سریالش را تغییر داد تا پخش شود!

طی هفته‌های اخیر تصویربرداری سریال «اتاق عمل» از سر گرفته شد و ساخت آن ادامه یافته است.
چندهفته پیش بود که حواشی تازه‌ترین اثر تلویزیونی مهران مدیری مبنی‌ بر توقیف این سریال خبرساز شد. دلخوری پزشکان از فیلمنامه این سریال نخستین نکته‌ای بود که توجه همه را به‌سمت چرایی توقیف این سریال جلب کرد.
سکوت مدیران صداوسیما درباره اینکه سرنوشت این مجموعه چه خواهد شد نیز مزیدبرعلت بود تا بسیاری، از ناکام‌ماندن مدیری از بازگشتش به تلویزیون صحبت کنند.
در همان روزهای تعطیلی پروژه، گزینه اصلی در توقیف‌شدن این پروژه نظرات جامعه پزشکان درباره حال‌وهوای فیلمنامه بود. عباس زارع‌نژاد، مشاور وزیر بهداشت و رییس مرکز روابط‌عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفته بود: «اساسا وزارت بهداشت، مداخله‌ای در زمینه فیلمنامه آماده‌ساخت سریال یا فیلمی نمی‌کند. اما توصیه ما به تیم آقای مدیری درحدی بود که در ساخت سریال «اتاق عمل» با حفظ حرمت‌ها به‌سراغ جامعه پزشکی بروند.»
او در پاسخ به این پرسش که آیا فیلمنامه این سریال توسط آنها خوانده شده است یا خیر؟ اضافه کرد: «ما هم از طریق فضای رسانه‌ای متوجه شدیم چنین سریالی در دست ساخت است و مدیران شبکه تهران با ما جلسه‌ای مبنی‌بر چگونگی ساخت سریال داشتند و توضیحاتی درباره سریال و محتوای آن ارایه دادند.
برداشت ما از توضیحات آنها چند نکته حساسیت‌زا بود که ممکن است در طول پخش در جامعه پزشکی حساسیت ایجاد کند و لازم بود ملاحظاتی انجام شود. اما به‌هیچ‌وجه درباره اینکه چنین سریالی ساخته شود یا خیر، هیچ‌گونه اظهارنظری از سمت ما انجام نشد.»
زارع‌نژاد در بخش دیگری از صحبت‌هایش، گفت: «به‌طور کلی وزارت بهداشت آمادگی خود را برای همکاری با همه برنامه‌هایی که در حوزه سلامت در رسانه ملی تهیه می‌شود، اعلام کرده است و دوستان می‌توانند از مشاوره و کارشناسان ما استفاده کنند. از طرف آنها هنوز کارشناس و مشاوری که در کنار تیم سازنده باشد، از ما خواسته نشده است. در هر صورت توقف این سریال، ارتباطی با وزارت بهداشت ندارد و در حوزه تصمیم‌گیری مدیران رسانه ملی است.»
در طی این مدت، مذاکرات مدیران صداوسیما با گروه تولید در جریان بود و حتی در مقطعی تغییر عنوان این سریال به «خانه سالمندان»همه را شوکه کرد، اما حتی همین خبر هم تایید یا تکذیب نشد. حالا، پس از گذشت حدود یک‌ماه از توقف این سریال، فارس از ادامه ساخت آن خبر داده است: «مهران مدیری تا جایی که توانسته فیلمنامه را جرح و تعدیل کرده و آن را به مذاق پزشکان خوش کرده است. حالا قرار است طی هفته‌های اخیر تصویربرداری سریال «اتاق عمل» از سر گرفته شود و ساخت آن ادامه یابد.
این سریال قرار بود زمستان از شبکه تهران پخش شود که با توجه به توقف ساخت، پخش آن به سال٩۴ موکول شده.» مسوولان سیما، روز گذشته طی تماسی این خبر را تایید کردند.
Source: تفریح

اس ام اس سر کاری و خنده دار جدید

در این بجش مجموعه ای جدید از پیامک های خنده دار برای شما آماده کرده ایم:
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همیشه با کسی رفاقت کن و دوست باش که وقتی دعوات شد زورت بهش برسه و بتونی بزنیش!!!
—-
* * * * * * * * * * * * فانی فاز * * * * * * * * * * * *
زبونی که نگه دوستت دارم به درد بستنی لیسیدن میخوره!
پس
د
و
س
ت
دارم
ولش کن بستنیش خوشمزه تره!!!
* * * * * * * * * * * * فانی فاز * * * * * * * * * * * *
چشم ها رو شستم … جور دیگر دیدم … باز هم سود نداشت .. تو همان کره الاغی بودی ، که هنوزم هستی!
الاغ چرا دیگه “اس ام اس”نمیدی؟؟
* * * * * * * * * * * * فانی فاز * * * * * * * * * * * *
اگه می بینی دلم میخواد فدات بشم
اگه می بینی که تو رو با دنیا عوض نمیکنم
مال اینکه که اکس خوردی و تو توهمی!
* * * * * * * * * * * * فانی فاز * * * * * * * * * * * *
من یه sms کوچکم از گوشی صاحبم فرار کردم اومدم بگم که اون تورو خیلی دوست داره الان باید برگردم به اون چی بگم؟
* * * * * * * * * * * * فانی فاز * * * * * * * * * * * *
میدونی سلول های مغزت چقدره!؟
یکی؟
دوتا؟
۱۰۰تا؟
شایدم هزار تا ، شاید هم به میلیون برسه شاید هم به میلیارد ، شاید هم اصلا سلول نداشته باشی! چون نمیدونی من الان سرکارت گذاشتم!!!
* * * * * * * * * * * * فانی فاز * * * * * * * * * * * *
همیشه با کسی رفاقت کن و دوست باش که وقتی دعوات شد زورت بهش برسه و بتونی بزنیش!!!
* * * * * * * * * * * * فانی فاز * * * * * * * * * * * *
دو شاخه گل ، دو جام مستی ، به قربانم بری هر جا که هستی!!!
* * * * * * * * * * * * فانی فاز * * * * * * * * * * * *
اگر مجنون شوی تو؛ من لیلی نشوم اگر خسرو شوی تو؛ شیرین نشوم گر شوی سام تو؛
من نرگس نشوم یک بار، فقط یک بار تو آدم شو نامردم اگر که حوا نشوم !
* * * * * * * * * * * * فانی فاز * * * * * * * * * * * *
طبق آخرین آمار پر جمعیت ترین جای دنیا
.
.
.
قلب پسرهاست
* * * * * * * * * * * * فانی فاز * * * * * * * * * * * *
آیا میدانید نیمی از عمر دخترا و پسرها صرف چه می شود؟.
.
.
.
e نمیدانید؟
.
.
.
پسرها به دنبال جوراب خود میگردند و دخترها در جستجوی گل سر
حالا دانستید؟………… گل سر/جوراب منو ندیدی؟
* * * * * * * * * * * * فانی فاز * * * * * * * * * * * *
اگر شارژی دهی بهر موبایلم
بدان از دیدنت خیلی خوشحالم
وگر شارژ موبایلم را بگیری
الهی تب کنی زودی بمیری !!!
* * * * * * * * * * * * فانی فاز * * * * * * * * * * * *
قرار بود عاشق کسی باشم که وعده هایش تو خالی نباشند اما تو چی؟
.
.
.
وعده باد، مفت و زیاد، حرف های بد، مخ منو زد، موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه
Source: تفریح